باسلام خدمت همه عاشقان ساحت مقدس آقا علی ابن موسی الرضا(ع)
جای همتون خالی بود سفر پرباروخوبی بود البته چون بچه های گلی باهم همسفر بودن منظورم قرارگاه حضرت زهرا(س)-واحد برادران وقرارگاه حضرت زینب(س) -واحدخواهران هست تقریبا ۴۰ نفر بودیم که سفرمون رو ساعت ۴ عصر روز یکشنبه مورخ ۱۳/۶/۹۰ بانام ویاد خدا شروع کردیم شاید مقداری از معنویت سفرمون رو هم مدیون بچه هایی بودیم که دفعه اولشون بود میخواستن بیان امام رضا سعی میکنیم بانوشتن گزارش وخاطرات سفر وعکسای یادگاری شماروهم همسفر مجازی خودمون کنیم تاشماهم فیض ببرید
یاعلی گفتیم وعشق آغاز شد...
بسم الله
حرکت از اقلید ساعت ۴عصر یکشنبه مورخ ۱۳/۶/۹۰ که با سلام وصلوات وبدرقه خانواده های اعضاء شروع شد.
توقف جهت شام ونماز در محلی به نام اشک زر از ساعت ۸ الی ۹ شب (البته یکی از بچه ها طبق معمول همه مسافرتها حالش بد بود ماهم تا تونستیم بهش لیمو وآبلیمو دادیم)
توقف در امامزاده حسین (طبس)جهت رفع خستگی و نماز صبح از ساعت ۳ الی ۶ (البته بگم که امان از حرف زدن دخترامون مگه گذاشتن بخوابیم هرچندبیخوابی کشیدیم ولی تمام لحظاتش شیرین بود )
توقف بین راه جهت خوردن صبحانه که البته فکر کنم بدترین صبحانه ای بود که تو عمرمون خورده بودیم هرچی کره بود دادیم به آقایون من نمیدونم اونا چطوری تونستن اون کره های بدمزه روبخورن ماهم که به نون خالی اکتفاکردیم
از همین جا خسته نباشید میگیم به همه راننده های خوب ایران زمین اما خدانکنه راننده ای هم حوصله دار باشه اونوقت مثل ما بایدساعت ۴ برسه مشهد بااینکه نهار نخورده بودیم با اینکه گرسنه بودیم اما همین که وارد مشهد شدیم همه از روصندلی ها بلند شدن فقط چشم بود که دنبال گنبد آقا میگشت خدا قسمت همتون کنه انگار همه یه گمشده داشتن دیگه کسی یادش نبودساعتهاست غذا نخورده کسی یادش نبود ۲۴ ساعت دقیق توی راه بوده اون که مریض بود دردش یادش رفت اون که خسته بود خستگیش یادش رفت..اون که غم داشت غمش یادش رفت ...خلاصه چراخودمون واذیت کنیم همه عاشق بودن .قرار شد هرکسی اول گنبدو دید صلوات بفرسته ....
بر غریب الغربا شاه خراسان صلوات
ساعتای ۵ بود رسیدیم هتل مروارید(البته هتل نبود فقط اسم هتل ویدک میکشید یه مسافرخونه) واقعا هم مروارید بود دیدید مروارید وقتی توی صدف قرارداره بدبخت میخواد خفه بشه درست مثل ما تو اتاق ۴ نفره ۶نفر یا ۷نفر اسکان پیدا کردیم اما مهم نبود چون میزبان اصلی ما خودآقا امام رضا بود اصلا هتل واقعی ما صحن وسرای آقامون بود آخه ما ۴۰ نفر زائرای شهر بهشت بودیم از قبل گوشه کنارای حرم وصحنهاومسجد گوهرشاد واسه دلای شکسته بچه های ما رزرو شده بود

بچه ها نهار خوردن نماز خوندن وهمه غسل زیارت کردن قرار شد نماز مغرب وعشا رو توی حرم بخونیم اولین زیارتمون هم قرار شد هر ۴۰ نفرباهم بریم مهر وجانمازرو برداشتیم باهر قدم تودلامون تکبیر میگفتیم تا وارد خیابان اصلی شدیم آخه تا حرم یک ربع راه داشتیم تا رسیدیم دم درب باب الرضا وقتی داخل شدیم وایستادیم برای خوندن اذن دخول اشک بود که از چشم همه جاری می شداما هنوز به آرامش نرسیده بودیم تازه بدتر درونمون غوغایی شده بوداما باعجله داخل صفوف نماز شدیم دیگه هرکسی واسه خودش به یه جایی پناه بردصدای تکبیر موذن وسیل جمعیتی که برای اقامه بلند شدن من ویاد قیامت انداخت نکنه در قیامت بین این همه آدم من تنها بمونم دلم واسه خودم سوخت که یکدفعه صدای مکبر من وبه خودم آورد بعد ازنماز با بچه های اتاقمون رفتیم صحن انقلاب همین که وارد شدیم فقط برق گنبدبود که توچشمامون موج می انداخت کاری از دستم بر نمیومد در برابر عظمت آقافقط تونسنم باصای آهسته ای برای خودم وبچه ها سلام خاصه امام رضا روبخونم دیگه بعدش وباید انسان خودش باشه ودرک کنه اون لحظات رو......
بعضی ها شب اول قسمتشون شد برن زیارت اما بعضی هاهم مثل من روز دوم بعداز نماز صبح قسمتمون شد همین که ضریح رو دیدیم یکی اشک شوق میریخت یکه یه گوشه میشست وزل میزد به ضریح آقا یکی نماز زیارت میخوند یکی زیارتنامه میخوند شایدم یکی مثل من برا آقا شعر میخوند ودرد دل میکرد...
زائری بارانی ام آقا به دادم میرسی ؟
خسته وتنهاوسرگردان به دادم میرسی ؟
من دخیل التماسم را به دستت بسته ام
ضامن چشمان آهوها به دادم میرسی ؟
.
.
برنامه های سه شنبه مورخ ۱۵/۶/۹۰
نماز صبح به همراه زیارت در حرم امام رئوف
بازدید از موزه های مختلف حرم ساعت ۹ صبح الی ۱۲ ظهر وسپس اقامه نماز ظهر در حرم مطهر
شروع برنامه تفریحی :زفتن به باغ وحش وکیل آباد ساعت ۵ عصر الی ۷ شب در ادامه اقامه نمازمغرب وعشا وحرکت به سمت شهربازی ملت جاتون خالی بودتا برسیم به پارک سرود خوندیم وصلوات فرستادیم تا ساعت ۱۲ شب هم تو شهر بازی بودیم فکرکنم دیگه پولی واسه برگشتن نداشتیم البته برخلاف بعضی از بچه ها که خیلی باهیجان بازی میکردن بعضی هاهم ذوق کمتری داشتن وباجمع نبودن شایدم از خستگی بوده خدا میدونی ولی در کل تمام انرژی مون رو خالی کردیم انقدر که وقتی اومدیم هتل (مسافرخونه)حال نداشتیم شام بخوریم .....
برنامه های چهارشنبه مورخ ۱۶/۶/۹۰
بچه ها سه گروه شدند گروه اول رفتند واسه دیدن وخرید به مجتمع الماس شرق که واقعا جالب بود اما منظورمسینما ۵ بعدیشه
گروه دوم رفتن بازار رضا واطرافش واسه خریدکه دسته پراومدن تقریبا مثل گروه اول
گروه سومم که فرصت رو غنیمت شمردن ودر جوار آقا بودن وسوغاتشون واز آقاگرفتن
واما عصر آماده شدیم ورفتیم حرم جاتون خالی بچه ها هیئت سینه زنی راه انداختن وشوری توی یه گوشه صحن به پا شد
شب جمعه هم که دعای کمیل تو حرم بودیم وبعدش بچه دوبارهسینه زنی کردند همه توحس وحال بودن که جناب خادم محترم پرید وسط مراسم وهمه چیز به هم ریخت اشکال نداره ماکه فیض خودمون وبردیم اخر شب هم با آقا امام رضا (ع)وداع کردیم واومدیم هتل سرتون ودرد نیارم از این به بعدش وخلاصه میکنم اما یه اتفاق جالب افتاد که بدونید بدنیست همه چی دسته جمعی دیده بودیم غیر از مریضی فکرکنم ۱۰ نفر از بچه هابودن که باهم رفتن دکتر یکی پاشکسته یکی سرماخورده وخلاصه هرکسی یه جور ُماهم نامردی نکردیم وواسه کل اتوبوس دارو خریدیم وبه خوردشون دادیم جای همه خالی بود......
خلاصه ای از برنامه های سفر زائران شهر بهشت
برنامه های زیارتی :
زیارت امام رضا (ع) -امامزاده حسین(طبس)-خواجه مراد-خواجه ربیع-اباصلت-شاه عبدالعظیم حسنی-جمکران-حرم خانم حضرت معصومه (س)و....
برنامه های فرهنگی :
برگزاری مسابقه امام رضا (ع)واهدای جوایز به ۸ نفر-برگزاری مسابفه ادبی-خواند دعای توسل دسته جمعی-سینه زنی واحد برادران-خواندن سرودهای دسته جمعی-توزیع صلوات خاصه امام رضا (ع)-توزیع نوشته هایی تحت عنوان معجزات امام هشتم(ع)-چاپ وتوزیع نشریه فرهنگی-بحث وگفتگو در هر گروه به هدایت مسئول گروه

عکس ها در ادامه مطلب
ادامه مطلب